سه شنبه 24 اردیبهشت1387
ادعاى حق از زبان ناحق
به نام ايزد متعال
[و وقتى موفق به هدف انحصارطلبانهاش نشد، غوغا راه مىاندازد و ذليلانه از بيگانگان درخواست نظارت مىكند!] كسي كه وقتي در انتخابات برنده شد و مثلاً شوراي شهر را در دست گرفت، شهردار و همه كاركنان و كارگران آن را از قوم خود بر ميگزيند؟ (با گوش خودم شنيدم كه يكي از اعضای شوراي اول شهر ميگفت ما در شوراها اشتباه كرده و ميكنيم، وقتي در شوراي اول پيروز شديم فكر كرديم كه همه چيز تمام است و حالا ما شهر را صاحب شده ايم و ...) قوم گرا چه كسي است؟ كسي كه مىگويد حتي سربازاني كه در بلوچستان خدمت ميكنند بايد يا از سربازي فرار كنند يا كشته شوند؟ كسي كه موسسه [به اصطلاح] خيريه راه انداخته و فقط به هم قومىهايش [نه، فقط به همفكران دور و برش] كمك ميكند؟ كسي كه قرض الحسنه راه انداخته و فقط به هم قومىهايش وام ميدهد؟ كسي كه ميگويد "خيليها (برادران غيربلوچ)" ذبح شرعي بلد نيستند؟! كسي كه وقتي 22 نفر از همان "خيلي ها" را در جاده قتل عام ميكنند صدايش در نمي آيد؟ كسي كه وقتي به او مي گويند حالا كه شوراي شهر از شماست، بيا و شهردار را از قوم و مذهبي ديگر بگذار [لااقل بجاى دادن امتيازهاى ويژه به سرمايهداران فاميلى، به فكر محرومين قوم خودت هم باش]، مي گويد به پيشنهادت فكر ميكنم؟ كسي كه وقتي چند نفر زن به دلايل [ظاهراً] نامعلوم [و در واقع با هدف بدبينى به نظام و شيعيان، توسط تروريستهاى مورد حمايت] كشته ميشوند سعي ميكند وانمود كند كه اين قتلها كار قوم مقابل است؟ كسي كه منافع ملي را فداي منافع قومي كه نه، فداي منافع گروهش ميكند؟ كسي كه حاضر نميشود حكم ارتداد همقومىاش - كه قاتل صدها انسان بي گناه است - را صادر كند؟ يا حتي نامي از او نمي برد؟ يا كسي كه قومگراييهاي قومش را نميبيند و اقوام ديگر را قوم گرا جلوه ميدهد؟ و هزاران سوال ديگر ... نوشته ديگرى را با عنوان «قوم گرايى ...» هم در وبلاگ «حماسه شرق» بخوانيد
مطلب زير را از وبلاگ «حماسه شرق» آوردهام كه دوست عزيزمان جوانمرد نوشتهاند.
فقط نوشتههاى داخل كروشه [] را افزودهام.
قوم گرايي چيز ناپسندي است، اما قوم گرا چه كسي است؟
كسي كه در انتخابات ائتلاف قومي راه مي اندازد و حتي براي ساير اقوام هم كانديدا تعيين میكند؟

