دوشنبه 23 اردیبهشت1387
فتوایى از مولوى و توصیهاى به مولوى
به نام حقيقت
چندى است برخى از دوستان (از جمله وبلاگهاى تفتان خبر ، سيستان من و پيامبر اعظم ص) به پروپاچهى يكى از مولوىها با كنيه «ابوعمار» چسبيدهاند.
اين مولوى عكاسباشى (كه از نزديكان فاميلى و دستياران يكى از امام جمعههاى اهل سنت زاهدان به نام «مولوى عبدالحميد» است) در وبلاگش مطالبى را كه از مخلوطى از راست و دروغ است، درج مىكند و به اقتضاى شغلش عكسهايى از پستوخانه مولوىها منتشر مىسازد.
بنده فعلاً قصد پرداختن به محتواى وبلاگ او را ندارم، چون راستش فرصتش را هم ندارم.
فقط مطلب جديدى را كه دوستمان به نام king در وبلاگش (پيامبر اعظم ص) گذاشته بود، عيناً نقل مىكنم.
انشاء الله به زودى قول قبلىام را ـ درباره نوشتن يادداشتى با عنوان «مولوىهاى تروريست» ـ همراه با مستندات (از جمله فيلم اعترافات) عملى خواهم كرد.
بسم الله الرحمن الرحيم
لطفا مطلب زير را كه از وبلاگ آقاي مولوى ابو عمار آورده شده، بخوانيد:
حکم تماشای اعدام کسی که بناحق اعدام می شود
عن ابن عباس رضی الله عنهما قال: قال رسول الله صل الله علیه و سلم: لایقفن احدکم موقفا یقتل فیه رجل ظلما فان اللعنه تنزل علی کل من حضر حین لم یدفعوا عنه و لایقفن احدکم موقفا یضرب فیه رجل ظلما فان اللعنه تنزل علی کل من حضره حین لم یدفعوا عنه. رواه الطبرانی و البیهقی
" پیامبر اکرم صل الله علیه و سلم فرمودند: هیچ کسی از شما نایستد در جایی که مردی به ناحق کشته می شود زیرا لعنت بر تمامی کسانی که آنجا هستند و از آن مظلوم حمایت نکنند نازل می شود.
و هیچ کسی از شما نایستد جایی که مردی بناحق کتک (شلاق) می خورد زیرا لعنت نازل می شود بر تمامی کسانی که آنجا حاضر هستند و دفاع نمی کنند. "
براي خوانندگان عزيزي كه در استان سيستان و بلوچستان حضور ندارند و از اوضاع استان اطلاعي ندارند عرض مي شود:
در سال گذشته در پي همكاريهاي بسيار خوب مردمي و تلاش هاي سربازان گمنام امام زمان (روحي فداه) چندين عمليات تروريستي در مقياس بسيار بزرگ كشف و خنثي شد كه در اين رابطه دهها تن از تروريست ها دستگير و تعدادي از آنها نيز اعدام شدند. يكي از موارد اعدام، پخش فيلم اعترافات دو تن از مولوي هاي اهل تسنن بود كه در يكي از بزرگترين عمليات هاي تروريستي (البته ناكام مانده) فعاليت داشتند.
بزرگان وهابيت گفتند كه چرا با احساسات مردم مظلوم ما بازي مي كنيد. بعد از آن قضيه، ايشان عملا مخالفت خود را با اعدام آن دو مولوي تروريست اعلام كردند و پيغام هايي به جيره خواران تروريست خود دادند. ربايش امام جماعت فهرج (در استان كرمان) و ترور نافرجام امام جماعت مسجد چهارده معصوم زاهدان پس از اين موضع گيري ها بود. (خواسته يا ناخواسته ايشان سبب تحريك عده اي شده بودند)
تا اين جاي قضيه را داشته باشيد.
بزرگان ... از اينكه تير و طائفه شان در ملأ عام اعدام مي شوند (پس از آنكه تمام جرايم را اعتراف كردند و ...) و ديگر جوانان متعصب كه قبلاً از آنها به عنوان مولوي مقدس ياد مي كردند، حالا اين صحنه اعدام را مي بينند، بسيار اين قضيه در آنها تاثير مي گذارد و اين احساس ترس است كه اعتماد مردم نسبت به آنها سلب شده و مي شود.
فلذا تنها كاري كه بايد الآن روي آن تمركز كنند بازي با عقايد و احساسات مردم است تا همانند پايه گذار هوسباز خود (محمد ابن عبدالوهاب) از اين آب گل آلود ماهي بگيرند.
خيال نكنيد كه مردم در خواب هستند. آنها كاملا بيدار هستند.
حال جناب مولوي، دوست عزيز، برادر بزرگوار:
من از شما تقاضا مي كنم به عنوان برادر كوچكتر كه يكبار هم كه شده بنشينيد و مطالب را مرور كنيد. ببينيد مثلا همين آيه مودت و حديثي كه در مطلب قبلي آورده ام را. آيا واقعا علماي شما و بزرگان شما در آن زمان چقدر به اهل بيت عشق مي ورزيدند. البته كه شما هم خود را با توجه به عقايد اهل سنت جزو پيروان اهل بيت مي دانيد (با تفاوت دو سه خليفه) ولي آيا حقيقتا اين كارهايي كه شما مي كنيد دل حضرت زهرا را به درد نمي آورد؟ همان حضرت زهرايي كه آيه تطهير براي ايشان آمد (با مستندات خودتان آنرا بزودي نقل مي كنم) و همان حضرت زهرايي كه پيامبر فرمود خشم فاطمه خشم من است (اين را هم به زودي نقل مي كنم) و هزاران مورد كه شما بهتر از من بلد هستيد.
برادر بزرگوار و استاد ارجمند خواهش مي كنم كمي با خودتان خلوت كنيد. من به عنوان آخرين مطلب، يك نمونه عرض كنم: شما ببينيد كه عمر سعد ملعون به خاطر رسيدن به منافع دنيوي حاضر شد با دردانه رسول الله (كسي كه جايش روي سينه رسول الله و روي دوش رحمه للعالمين بود) با آن قساوت رفتار كرد. زود قضاوت نكنيد، اين را براي شما مثال نزدم. بلكه عبرتي است كه همه ما بايد بگيريم.
جناب مولوي عزيزم، در تمام منابع تشيع و تسنن شما اين مطالب را مي بينيد فلذا هر كسي كه واقعا اين مطالب را بلد باشد اصلا فكر شكستن حريم اهل بيت (كه الآن نمونه بارز آن جمهوري اسلامي ايران است) را هم نمي كند.
استاد ارجمند: چرا شما براي شادي روح حضرت زهرا كمي از اين دست مطالب را در تريبون ها و وبلاگ ها و ديگر بلندگوها اعلام نمي كنيد. كه با توجه به اسناد معتبر خودتان پيامبر فرمود هر كه فاطمه را شاد كند من را شاد كرده است. آيا بزرگتر از اين انسان در زندگي خود چه مي خواهد؟ آيا اگر به كسي تمام داراييها را بدهند و يا بگويند روح رسول الله كه الآن دارد شما را مي بيند از دست شما شاد بشود، كدام را انتخاب مي كنيد.
يا رسول الله! تو شاهد باش كه هدف از مطالبي كه در اين وبلاگ عرضه مي كنم تنها و تنها شادي شما و دردانه تان حضرت زهرا و وصي تان مولي الموحدين امير المومنين و اهل بيت شماست.
و لا غير.
اميدوارم هر چند ناقابل، از ما بپذيريد.
واقعا اين مطالب قلب انسان را جريحه دار مي كند كه انگلستان براي برهم زدن آرامش مسلمانان مكتب وهابيت را پايه گذاري كرد و تنها روش مقابله با مسلمانان را در ايجاد اختلاف بين آنها ديد. هدف نهايي آنها از بين بردن كامل اسلام و كعبه و مسجد النبي است. تا جايي كه به قول خودشان: از اسلام بجر نام چيزي نمانده باشد.
حال چرا ما بايد بخاطر منافع دنيوي، با عملكرد نادرست خود، اهداف آنها را با دنبال كنيم.
اين زندگي هم تمام بشود، در اون دنيا جواب رسول الله را چه مي دهيم؟
اميدوارم خود من اگر نمي توانم كاري بكنم كه قلب نازنين رسول الله را شاد كنم حداقل كاري نكنم كه نعوذ بالله سبب ناراحتي ايشان شوم، ان شا الله.
ببخشيد سرتان را درد آوردم. اگر مطلبي عرض شد كه سبب رنجش خاطر شما عزيز شد، معذرتخواهي مي كنم و اميدوارم كدورتي به دل نگرفته باشيد.
يا علي.
به نقل از: وبلاگ پيامبر اعظم (ص)
