تبليغاتX
هامون

پنجشنبه 15 تیر1385

توصیه هاى رهبر معظم انقلاب به علما و روحانیون شیعه و سنى

بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامى
در ديدار علما و روحانيون شيعه و سنى
4/12/1381

مقام معظم رهبرى بعد از ظهر روز چهارم اسفند هشتاد و يک در جمع صميمى صدها نفر از علما، طلاب و فضلاى شيعه و سنى شهر زاهدان حاضر و به ابراز احساسات آنان پاسخ گفتند. حضرت آيت الله خامنه‌اى آحاد ملت بويژه علما و طلاب را به مراقبت و هوشيارى براى خنثى نمودن طرح‌هاى فتنه‌انگيز فرا خواندند و شعار تعالى‌بخش «لا اله الا الله» را وديعه ابعاد زندگى فردى، اجتماعى، سياسى و اقتصادى و فرهنگى، پيام پرجاذبه انقلاب اسلامى ‌براى مسلمانان برشمردند.
متن سخنان معظم له بدين شرح است:

بسم الله الرحمن الرحيم
سابقه وحدت در استان و ضرورت‌هاى امروز
جلسه بسيار پسنديده و شيرينى است. جمع علماى محترم، فضلا و طلاب علوم دينى از سنى و شيعه در كنار هم با نفس واحد، حرف و نيت و هدف واحدى را دنبال مى‌كند.
البته دوستان عزيز درباره وحدت كلمه، سخن‌هاى شيرين و مطلوبى را بر زبان جارى كردند. شنيدن اين سخنان براى من بسيار لذت‌بخش است. اين حرف‌ها در اين استان سابقه هم دارد. من سال 1342 كه اول‌بار به زاهدان آمدم، مرحوم آقاى كفعمى و مرحوم مولوى عبدالعزير در اين شهر مركز و قطب بودند. مرحوم مولوى تازه به زاهدان آمده بود و مرحوم كفعمى هم چند سالى بود. از مرحوم آقاى كفعمى پرسيدم كه رابطه شما با مولوى عبدالعزيز چطور است؟ گفت: خيلى خوب و رفاقت‌آميز، همين طور هم بود، و اين دو باهم دوست بودند. من مواردى را در دوران پيش از انقلاب ديده‌ام كه علماى شيعه و سنى در بخش‌هايى از استان سيستان و بلوچستان ارتباطات دوستانه و محبت‌آميزى با هم داشته‌اند، ولى امروز روز ديگرى است. عزيزان من! دوران انقلاب، دوران حساسى است، اولاً از كيد دشمن غافل نباشيد؛ ثانياً توجه كنيد كه امروز مسأله فقط اين نيست كه نظام اسلامى يک حكومت در يک نقطه از جهان برپا كرده است، مثل ساير حكومت‌هايى كه با سياست‌ها و روش‌هاى خود در نقاطى از عالم هستند، بلكه مسأله اين است كه حكومت اسلام و قدرت گرفتن آن به معنى به چالش كشيدن و زير سؤال آوردن نظام استكبار و ظلم بين‌المللى است.

ويژگى‌هاى نظام جمهورى اسلامى و نقشه‌هاى استكبار براى مقابله با آن
در هر جايى كه پرچم عدالت بلند شود، همه مراكز ظلم عالم به خودى خود زير سؤل مى‌روند. در هر جايى كه پرچم توحيد بلند شود و حاكميت الهى به معناى واقعى كلمه ـ نه فقط به معناى ذهنى ـ در آن جا تحقق پيدا كند، همه اندادالله، همه بت‌هاى بشرى، همه مراكز زر و زور دنيا كه عملاً بر بشر الوهيت مىكنند و زمام امور بشر در دست آنهاست و ملت‌ها در مشت آنهايند و پول آنها دنيا را زير و رو مى‌كند و دارند خدايى و فرعونى مىكنند، زير سؤال مى‌روند. ما به اين اكتفا نكرديم كه بگوييد «لا اله الا الله» و اين كه ما اعتقاد اسلامى‌داريم. اگر فقط دم از اسلام بزنيم و عبادات را هم به جا بياوريم كارى هم به كار كفر جهانى نداشته باشيم، كسى با ما كارى ندارد. مى‌خواستيم اسلام تحقق پيدا كند و زندگى مردم بر طبق شريعت الهى شكل بگيرد. ما خواستيم فرعون‌هاى زمانه كه ذهن و دل و زندگى مردم را در تور نامرئى نظام‌هاى جاهلى به هر طرف كه خواسته‌اند كشيده‌اند، در چشم مردم رسوا شوند. ملت ايران با قيام و خون خود اين كار را در دنيا كرد. چرا ملت‌هاى مسلمان در هر نقطه از دنيا به نام امام بزرگوار ما شعار دادند و مى‌دهند؟! چرا ملت‌هاى مسلمان در آسيا و آفريقا و اروپا، انقلاب و نظام اسلامى را گرامى مى‌دارند؟! مگر دولت مسلمان در دنيا كم است؟! خوب، دولت‌هاى مسلمان در دنيا فراوان‌اند، چرا آنها در دل‌هاى ملت‌هاى مسلمان اين جاذبه را بوجود نمى‌آورند؟ براى اين كه ملت‌ها حس مىكنند، مى‌فهمند و تفاوت پيام‌ها را درک مىكنند. اين جا پيام اين نيست كه اى مردم! بگوييد «لا اله الا الله» بلكه پيام اين است كه «لا اله الا الله» را در زندگى و جامعه و در نظام اجتماعى و اقتصادى و فرهنگى خود پياده كنيد؛ مسأله اين است.
لذاست كه از اول انقلاب قدرت‌هاى مستكبر حتى يک روز را براى مبارزه با نظام اسلامى از دست نداده‌اند. سعى هم كردند كه به انواع و اقسام حيل متوسل شوند. ما مى‌خواهيم كار اقتصادى بكنيم، آمريكايى‌ها اخلال مىكنند. مى‌خواهيم لوله گاز بكشيم و با فلان همسايه توافق ايجاد مىكنيم، مى‌روند بهم مى‌زنند. مى‌خواهيم وسايل حساس ـ دانش يا ابزار حساس ـ از دنيا تهيه كنيم، تا آن جا كه بتوانند، مانع مى‌شوند و تا آن جا كه دستشان برسد و سر انگشتشان كار كند در داخل كشور اخلال‌گرى مىكنند و چوب لاى چرخ‌هاى حركت مملكت مى‌گذارند. انقلاب در اين جاده حركت تكاملى در اين بيست و پنج سال با اين موانع روبه رو بود و پيش رفت. هر دولت و نظام ديگرى بود، به زانو در مى‌آمد. اسلام، ايمان به خدا، توكل و حسن ظن به خداى متعال و به وعده الهى بود كه ما را پيش برد. خداى متعال در قرآن افرادى را كه به او سوءظن دارند، مذمت مى‌كند؛ «... ويعذّب المنافقين والمنافقات والمشركين والمشركات الظّانّين بالله ظنّ السّوء عليهم دائرة السّوء وغضب الله عليهم...(1)»؛ همچنين خداوند افرادى را كه وعده الهى را باور ندارند، مذمت مى‌كند. خداى متعال با علامت تأكيد و با «لام» قسم فرموده است: «... ولينصرنّ الله مَن ينصره(2)»؛ يا «والذين جاهدوا فينا لنهدينّهم سبلنا (3)». با وجود اين تأكيدها، وعده الهى را باور نكنيم؟!

اختلافات فرقه‌اى و وظيفه عالمان دينى

مصاديق و عوامل وحدت‌آفرين

استعمار پير انگليس و نقش آن در ايجاد اختلاف

عمق بخشى به معرفت دينى مردم ضرورت امروز جامعه

فلسفه رسالت، تشكيل حكومت بود

ويژگى‌هاى حاكم اسلامى

آرمان‌هاى نظام اسلامى



ادامه مطلب
نوشته شده توسط مرصاد در 16:54 |  لینک ثابت   • 

سه شنبه 26 اردیبهشت1385

استان خاطره ها (2)

بخش دوم و پایانی بيانات رهبر معظم انقلاب در اجتماع عظيم مردم زاهدان 4/12/1381

...
انقلاب خود را در قبال سيستان و بلوچستان موظّف ديد و كار از روزهاى اوّل شروع شد. جهاد سازندگى و اجتماعات و جمعيتهاى مردمىِ خودجوش در اين مناطق مشغول كار شدند. جوانان امروزِ زاهدان و ايرانشهر و چابهار و زابل نمى‏دانند كه گذشته اين استان چگونه بود. اگر گذشته وحشتناكِ زندگى در اين استان تصوير شود، معلوم مى‏شود كه نظام اسلامى در اين منطقه چه خدمات بزرگ و گرانبهايى انجام داده است. اما آن حقيقتى كه از ياد من نمى‏رود و اميدوارم يكايك مسؤولان هميشه آن را به ياد داشته باشند، اين است كه اين استان چندين برابر آنچه كه به آن خدمت شده، نيازمند خدمت است. محروميتهايى كه بر اثر تسلّط طولانى پادشاهان جبّار و بى‏فكر و بى‏كفايت بر مردم اين استان تحميل شده است، بايد در طول مدّت برطرف شود. بخصوص پنج سال خشكسالى پى‏درپى در اين استان، مشكلات را مضاعف كرده است. مسؤولان دولت جمهورى اسلامى يك فهرست طولانى از كارهايى كه بايد در اين استان انجام گيرد، بر روى كاغذ آوردند، تصويب نمودند و مسؤوليتها را بين وزرا تقسيم كردند.
من ديشب تا پاسى از شب با وزرا نشستم، از يكايك آنها سؤال كردم: از وظايفى كه بر عهده آنهاست، اين‏كه چقدر انجام گرفته و برنامه براى آينده چيست. اين انگيزه و همّتى كه امروز ما را نسبت به مسائل مردم اين استان حسّاس مى‏كند، به فضل پروردگار خواهد توانست گامهاى بسيار بلندى را براى عمران و آبادانى و امنيت و پيشرفت فرهنگى اين استان بردارد. شكّى نيست كه خدمت زيادى شده است؛ اما شكّى هم نيست كه محروميت هنوز خيلى زياد است. در اين استان زمينه‏هاى عمران و پيشرفت فراوان است. اين استان از لحاظ وضع هوا - كه براى كشاورزى بسيار مساعد است - از لحاظ معدن، از لحاظ آبزيان و شيلات، از لحاظ مسير ترانزيت تجارى، از لحاظ مردم با استعداد و از لحاظ داشتن مرزهاى طولانى، استان حسّاسى است. مرز آبى و خاكى اين استان، هزار و پانصد كيلومتر است. مسائل اين استان در دل خود تهديدهايى دارد كه مى‏شود آنها را به فرصتها تبديل كرد و از فرصتها استفاده نمود تا تهديدها را برطرف كرد.
در اين استان، مسأله امنيت يك مسأله اساسى است. همسايگى با دو كشور و در مسير قاچاق اجناس خطرناك و مواد مخدّر و غيره قرار گرفتن، براى اين استان يك وسيله ناامنى است. يكى از وظايف حتمى مسؤولان، برخورد با اين پديده است. قاچاق مواد مخدّر يعنى سوداگرى مرگ، سوداگرى بيمارى، سوداگرىِ از كار افتادگى انسانها و نابود كردن نسل جوان. هيچ مجوّز شرعى براى چنين كار جنايتكارانه‏اى وجود ندارد. همه قشرهاى مردم عزيز اين استان بايد در قبال مسأله قاچاق مواد مخدّر حسّاس باشند. البته خطر قاچاق منحصر به قاچاق مواد مخدّر نيست؛ چرا كه در كنار آن، اشرار و سوءاستفاده‏چيان و فرصت‏طلبان بى‏انصاف و بى‏رحم قرار دارند. قاچاقچيان كلان هم عامل تهديدند؛ زيرا تجارت و داد و ستد سالم كشور را تهديد مى‏كنند. دولت و مسؤولان خود را در قبال اين مسائل موظّف مى‏دانند، مردم هم بايد كمك كنند. آحاد مردم عزيز اين استان بايد وظيفه همكارى نكردن با اشرار و قاچاقچيان را هميشه به كسانى كه به اين نكته توجّه ندارند، گوشزد كنند. راه صحيح و سالم بازرگانى - كه مردم اين استان داراى ميل داد و ستد و بازرگانى‏اند - بايد بر روى مردم باز شود.
يكى از برجستگيهاى مهم اين استان، ايمان عميق اسلامى مردم، چه سنّى و چه شيعه است. ايمان عميق اسلامى، يكى از نقاط قوّت اين مردم است. لذا نظام اسلامى كه امروز پرچم عزّت اسلام را در دنيا به دست گرفته و قدرتمندانه با صداى بلند از اسلام و قرآن دفاع مى‏كند، متّكى به حمايت اين ايمانها و دلهاست. هرجا ايمان اسلامى هست، لشكريان جان‏بركف نظام اسلامى در آن‏جا هستند. امروز در هر نقطه‏اى از دنياى اسلام كه شما برويد، پرچم برافراشته‏اى كه امام راحل عظيم‏الشّأنِ ما در دفاع از عزّت اسلامى بلند كرد، مايه افتخار و عزّت و هويّت محسوب مى‏شود. مسلمان و كشور اسلامى در دنيا زياد است؛ اما فرق است ميان ملتهايى كه نامشان مسلمان است و معتقد به اسلامند، درعين‏حال حاكميت و قدرتمدارى قدرتهاى ضدّاسلامى را با گوشت و پوست خود در داخل كشورهايشان تجربه و حس مى‏كنند، و ملتى كه اسلام را به عنوان حاكم بر زندگى خود پذيرفته و پرچم حاكميت قدرتمند اسلام را در دست گرفته، تحميل هيچ حكومتى را قبول نمى‏كند، زير بار هيچ قدرت فرامرزى و بين‏المللى نمى‏رود و تهديد و تطميع قدرتهايى كه از بُن و بنياد با اسلام مخالفند، آن ملت را از دفاع از اسلام باز نمى‏دارد. امروز جمهورى اسلامى مظهر چنين دولت و ملت ايران مظهر چنين ملتى است. دفاع از اين ملت و دفاع از نظام قدرتمند اسلامى كه اسلام را با عزت خود و با همان قدرت نبوى در دنيا بر سرِ دست مى‏گيرد و به آن افتخار مى‏كند، مال مردمان مؤمن است و شما مردم استان سيستان و بلوچستان از ايمان برخورداريد و اسلام را از بُن دندان و با همه وجود قبول داريد. البته بايد مراقب باشيد كه دشمنان اسلام اين همزيستى و برادرى بين شيعه و سنّى را به هم نزنند. يكى از افتخارات ما اين است كه مردم ما در نقاطى كه تفاوتهاى مذهبى و قومى وجود دارد و امكان و زمينه اختلاف هست، از درگيرى و اختلاف قومى و مذهبى پرهيز مى‏كنند. دشمنان اين را نمى‏پسندند. جنگ شيعه و سنّى براى دشمنان اسلام خيلى قيمت دارد. اختلاف و تفرقه ميان امّت اسلامى موجب مى‏شود كه معنويت، طراوت، قدرت، شكوه و عظمت ائتلاف ملى شما را در هم بشكند و همان‏طور كه قرآن فرموده است «و تذهب ريحكم».
امروز بنده از گوشه و كنار عالم اطّلاع دارم. همان دستهاى استعمارى كه در طول قرنهاى گذشته سعى مى‏كردند بين شيعه و سنّى اختلاف ايجاد كنند، امروز هم تلاش مى‏كنند براى اين‏كه بين شيعيان و سنّيان، كينه و برادركشى و اختلاف به‏وجود آورند. شما مردم هوشمند بايد مراقب باشيد. شايد يك عدّه خيال كنند كه ايجاد اختلاف به نفع مذهب آنهاست، در حالى كه اشتباه مى‏كنند. هر كس داراى هر مذهبى است، به عقايد و ارزشهاى خود احترام مى‏گذارد و اين حقّ اوست. اما اين احترام گذاشتن نبايد با اهانت به ارزشهاى جمعيت ديگرى همراه شود كه در اعتقادات با آنها موارد اختلافى دارند. ما متّفقاً به يك اسلام، به يك كعبه، به يك پيغمبر، به يك نماز، به يك حج، به يك جهاد و به يك شريعت معتقديم و عمل مى‏كنيم. موارد اختلاف به‏مراتب كمتر از موارد وحدت و اتّفاق‏نظر است. دشمنان اسلام مى‏خواهند بين شيعه و سنّى، نه فقط در نقاطى از ايران بلكه در همه دنياى اسلام، اختلاف بيندازند. من خبر دارم كه تلاش مى‏كنند. اتّفاق‏نظر برادران مسلمان و همراهى آنها با يكديگر در دفاع از اسلام و نظام اسلامى به اين ملت و به اين كشور و نظام قدرت مى‏دهد. تا امروز هم همين را ثابت كرده‏ايد. در بين شهداى اين استان، صدها شهيد در زاهدان، صدها شهيد در زابل، صدها شهيد در ايرانشهر و در نقاط ديگر هم شيعه و هم سنّى هست و خون اينها در جبهه با يكديگر مخلوط شد. چرا به جبهه رفتند، چرا جنگيدند و چرا از مرزهاى ايرانِ عزيز دفاع كردند؟ چون ايران پرچم عزّت اسلام را در دست دارد و اسلامى است. امروز ايران عزيز مظهر اسلام است. هر كشور ديگرى در دنيا اين پرچم را بلند مى‏كرد، ما در هر جاى دنيا كه بوديم به آن ملت و كشور احترام و تعظيم مى‏كرديم. اما اين پرچم را ايران اسلامى بلند كرد و اين افتخار مال ملت ايران است. در همان وقتى كه همه دستگاههاى قدرت بين‏المللى عليه اسلام تلاش مى‏كنند، اين ملت با مجاهدت، وحدت كلمه و شجاعت مثال زدنى خود توانسته است نام اسلام را بلند كند. اين را همه بايد قدر بدانند. همه بايد قدر ايران اسلامى و اسلام عزيزِ قدرتمند را بدانند.
مسأله‏اى كه امروز جزو مسائل همه ملتهاى مسلمان است، حضور تجاوزكارانه قدرتهاى فرامليتى و متجاوزان بين‏المللى در منطقه است. اين يك ابتلاى بزرگ براى ملتهاى اين منطقه است. ديروز به بهانه‏اى ملت افغانستان را زير فشار قرار دادند و امروز به بهانه‏اى ديگر ملت عراق را به همان فشارها تهديد مى‏كنند. پس اين شعار ضدّ جنگ، شعار صلح دوستى، حقوق بشر و طرفدارى از دمكراسى چه شد؟! آيا امروز ديگر مردم دنيا حق دارند قدرت مستكبر امريكا را يك قدرت دروغگو و مسؤولان امريكا را فاشيست و هيتلرهاى اين زمان بدانند؟! صريحاً مى‏گويند منافع ما اقتضا مى‏كند كه به عراق حمله كنيم و به‏خاطر حفظ منافع خود حمله مى‏كنيم. «هيتلر» هم همين حرف را مى‏زد و مى‏گفت كه آلمان به فضاى حياتى احتياج دارد، لذا به كشورهاى پيرامون خود حمله مى‏كند و حمله كرد. امروز همه مردم دنيا هيتلر را يك فاشيست، يك متجاوز و يك قلدر زورگو و بى‏منطق مى‏دانند. من عرض مى‏كنم كه به فردا نمى‏رسد و همين امروز مردم دنيا مسؤولان امريكايى را فاشيست، قلدر و زورگو و متجاوز مى‏دانند. ديديد در صدوشصت شهر دنيا تظاهرات شد و مردمِ خشمگين از رفتار امريكاييها به خيابانها آمدند! البته اين اوّلِ كار است. اگر امريكاييها درگير حمله به عراق شوند، مشكلات آنها را چنان احاطه خواهد كرد كه آن نفع بلند مدّتى كه از راه تسلّط بر خليج فارس و عراق براى خود فرض و تعريف كرده بودند، به تهديدهاى جدّى عليه نظام امريكا تبديل خواهد شد. امروز مثل ديروز نيست كه ملتها در مقابل قلدريهاى فرامليتى ساكت بمانند. امروز ملتها مى‏ايستند. ملتها و دولتهاى مسلمان جز با تمسّك به اسلام، وحدت كلمه، احساس عزّت اسلامى و شجاعت لازم نمى‏توانند اين خطرهاى بزرگ را از خود دفع كنند. راه ملت مسلمان ايران - راه ايستادگى و شجاعت و قيام مقتدرانه و عدم تسليم در مقابل زورگويى - تنها راهى است كه در مقابل ملتهاى اسلامى قرار دارد، و اين راه را اسلام به ما نشان داد.
پروردگارا ! تو را به‏خاطر نعمت بزرگ اسلام شكر مى‏گوييم، و شما مردم عزيز اين ايمان عميق اسلامى را در خودتان قدر بدانيد.
عزيزان من! بايد به اسلام عمل كنيم. عمل به اسلام فقط نماز و روزه نيست؛ نماز و روزه و حجّ و عبادت جزوى از اسلام است. رحم و عدالت، رسيدگى به خواستهاى عمومى مردم، خدمت به انسانها و مبارزه با شر و انواع فساد هم جزو اسلام است. اتحاد كلمه مؤمنان در مقابل دشمنان قلدر اسلام هم جزو اسلام است. «الّذين امنوا يقاتلون فى سبيل اللَّه والّذين كفروا يقاتلون فى سبيل الطّاغوت فقاتلوا اولياء الشّيطان(2)». ما مردم خود را هرگز به جنگيدن دعوت نمى‏كنيم و هرگز به تعرّض و جنگ نسبت به هيچ ملتى اقدام نمى‏نماييم. اما مردمِ خود را به حفظ عزّت و شرف اسلامى و ايرانى، به رعايت موازينى كه اسلام براى انسان مسلمان مقرّر كرده و به پيوندِ هرچه بيشتر دلهايشان با يكديگر دعوت مى‏كنيم. همه زن و مرد بايد در صف واحد باشند. زنهاى ما هم به فضل الهى در دوره حاكميت اسلام مثل مردها در جبهه‏هاى دفاع از مقدّسات و ارزشها ايستاده‏اند. اين جوانانى كه در جبهه جنگ يا در مبارزه با اشرار و مفسدان اجتماعى و اقتصادى به شهادت رسيدند، پرورش يافته همين دامنهاى پاكند. البته در اين‏جا بايد عرض كنم در بعضى از مناطق كشور ما از جمله در همين منطقه، نياز هست به اين‏كه احترام، حرمت و كرامت زن بيشتر حفظ شود. زن بلوچ، زن مظلومى است: فرزند زياد، ازدواج تحميلى، فرزند تحميلى و عدم فرصت براى بازيافتن خود و هويّت خود از جمله چيزهايى است كه من در مدت اقامت در بلوچستان از نزديك شاهد بودم. مردهاى بلوچ بايد زنهاى خود را بيشتر ملاحظه كنند. زنهاى بلوچ همان كسانى هستند كه اين جوانان رشيد را در دامان پاكشان پرورش دادند. زن بلوچ مثل مرد بلوچ و زن سيستانى مثل مرد سيستانى داراى كرامت و شجاعت و عزّت است و اين عزّت بايد حفظ شود. آنچه كه امروز براى ما در منطقه سيستان و بلوچستان در درجه اوّل اهميت قرار دارد، عمران آبادى و پيشرفت اقتصادى با ايجاد زير بناهاى لازم، با باز كردن راه تجارت سالم و جلوگيرى از تجارتهاى ناسالم، با مقابله با اشرار و مفسدان، با تأمين آب در حدّى كه ممكن است، با ايجاد صنايع، با كشف و بارورى و استخراج معادن - كه اين استان معادن خوبى هم دارد - و با توسعه كشاورزى و دامدارى است. امروز نظام جمهورى اسلامى اين كارها را بر عهده خود قرار داده است. ان‏شاءاللَّه با كمك مردم و با سرمايه‏گذاريهاى دولتى و ملى اين كارها بايد بتدريج پيش برود. به نظر من، افق و آينده در سطح كشور و در اين استان روشن است. اميدواريم كه خداى متعال مسؤولان را توفيق دهد. من تأكيد و سفارش زيادى كرده‏ام؛ باز هم ان‏شاءاللَّه از مسؤولان در استان و تهران پيگيرى خواهد شد كه آنچه را وظيفه آنهاست، انجام دهند.
اميدواريم خداوند متعال اين توفيق را به همه مسؤولان بدهد كه بتوانند وظايفشان را در اين زمينه - كه بسيار هم مهمّ است - به انجام برسانند. من از همه شما مردم عزيز، از زنان و مردانى كه در اين‏جا اجتماع كرديد و از عزيزانى كه در طول مسير خيابانها با آن زحمت و تراكم، استقبال و اظهار محبّت كردند، صميمانه تشكّر مى‏كنم. اميدواريم كه خداوند متعال پشتيبان همه شما باشد و دعاى حضرت بقيةاللَّه ارواحنافداه را شامل حال اين استان و مردم آن گرداند.

والسّلام عليكم و رحمةاللَّه و بركاته

نوشته شده توسط مرصاد در 11:20 |  لینک ثابت   • 

سه شنبه 29 فروردین1385

استان خاطره‏‌ها (1)


بخشی از بيانات رهبر معظم انقلاب در اجتماع عظيم مردم زاهدان   ۴/۱۲/۱۳۸۱

اين استان براى شخص من، استان خاطره‏هاست. به گذشته ذهنِ خود كه مراجعه مى‏كنم، يادگارهاى ذهنى فراوان از اين استان به‏صورت پى‏درپى در طول ساليان، موجود است. اگرچه اين خاطره‏ها برخى ناهنجاريها و تلخيها را دارد؛ اما شيرينى آنها بيشتر است. در دوران رژيم طاغوت، تبعيد تلخ بود، اما آشنايى با مردم عزيز اين استان بسيار شيرين بود. در سالهاى قبل از انقلاب، يعنى سال پنجاه‏وشش و پنجاه‏وهفت كه به توفيقِ جبرى در اين استان اقامت داشتم، گنجينه‏اى از زيباييها و خاطره‏هاى شيرين در ذهن من انباشته شد. سالها قبل از آن هم مردم عزيز و مؤمن همين شهر زاهدان از زبان من حقايقى را درباره نهضتِ تازه آغاز شده اسلامى شنيدند. در سال 1342 در همين شهر زاهدان دلهاى گرم و بامحبّتِ مردم اين جرأت و اميد را به من بخشيد كه بتوانم درباره حسّاسترين مسائلِ آن روز با آنها حرف بزنم. البته عكس‏العمل رژيم جبّار طاغوت سخت بود. مأموران در همين فرودگاهى كه امروز وارد زاهدان شدم، مرا به هواپيما سوار و به قزل‏قلعه تهران منتقل كردند. ممكن است اين خاطره به نظر تلخ بيايد؛ اما به شما صادقانه عرض كنم اين يكى از شيرين‏ترين خاطره‏هاى زندگى من در دوران مبارزات طولانى با طاغوت است؛ زيرا من آن روز زاهدان و مردم آن را كشف كردم و از مرد و زن، سيستانى و بلوچ، يزدى و بيرجندى و كرمانى و ساير اقوامى كه در اين استان هستند، محبّتها ديدم و آنها را شناختم. در سال 1356 كه بار ديگر در حال تبعيد به زاهدان و از آن‏جا به ايرانشهر آمدم، اين آشنايى به من كمك كرد تا بتوانم به اعماق دل پُرمحبّت و گرم مردم اين استان راه پيدا كنم.
محروميتهايى كه در اين استان ديدم، يك انگيزه قوى و آرزوى بزرگ در من به‏وجود آورد و آن اين‏كه بايد به اين استانِ با اين همه استعداد و به اين مردمِ با اين همه صفا كمك كرد تا بتوانند زندگى سعادتمند و لايق شأن خود را در پيش گيرند. لذا بعد از پيروزى انقلاب، اوّلين حكم مأموريتى كه امام رضوان‏اللَّه‏عليه صادر كردند، حكمى به اين بنده حقير براى سفر به استان سيستان و بلوچستان بود. من آمدم و مناطق گوناگون اين استان را از نزديك ديدم و انقلاب وظيفه خود را در قبال اين استان حس كرد. از جنوبى‏ترين نقاط استان، از منطقه چابهار و نيكشهر و نِبت و فَنّوج و اِسپَكه و غيره تا مناطق شرقى اين استان، منطقه سراوان و جالق و سرباز و از مناطق شمالى اين استان، منطقه زابل و درياچه هامون تا غرب اين استان، منطقه بَزمان و دَلگان و چاه‏هاشم و جازموريان و غيره خبرها گرفتم، با مردم اين مناطق نشستم، داخل كپرها رفتم و با دردها و رنجهاى اينها كه در دوران رژيم طاغوت بر روى هم انباشته و متراكم شده بود، آشنا شدم. ...

نوشته شده توسط مرصاد در 2:1 |  لینک ثابت   •