تبليغاتX
هامون

سه شنبه 22 آبان1386

پر رویى هم حدى دارد!!

به نام حضرت دوست و با سلام وتبريك عيد سعيد فطر به همه عزيزان

چندى پيش در خبرهاى دست چندم ـ كه البته برخى زياده‌خواهان لينك صفحه اولشان كرده بودند ـ آمده بود كه مشاركتيهاى استان ـ بخوانيد همان حزب باد ـ رهسپار پايتخت شده و دست به دامان مهندس محمود حسينى استاندار اسبق استان شده‌اند كه: بيا و قدم رنجه كن و مراد و نماينده ما شو كه ما بسى كرامات جيبية نقديه و چكيه از تو ديده‌ايم! تو بودى كه بازار كساد ما رونق بخشيدى و تو بودى كه ما را به مقامات عاليه رساندى! اگر تو نبودى، كسى به ارزش ما پى نمى‌برد و تره هم براى ما خورد نمى‌كرد!

و جناب سياست پيشه هم كلى ناز و عشوه كه بايد ببينم و بررسى كنم و فعلاً هنوز تصميمى ندارم و...!

اولش كه اين مطلب را خواندم باور نشد كه كسانى كه مدعى طرفدارى از مردمند اين همه حقير باشند كه سراغ فردى بروند كه يك روز هم به فكر مردم نبوده و ... اما ديدم نه ظاهراً خبر واقعيت دارد و جناب مهندس هم باورش شده كه در استان خبرى هست و گه گدارى سفرى هم مى‌كند و به رايزنى با سهم‌خواهان و رانده‌شدگان مى‌پردازد!

درباره ماهيت جناب مهندس و سابقه‌اش در نجف آباد، سر و سرّش با اشرار و دو دوره استاندارى‌اش در سيستان و بلوچستان و اصفهان بيشتر خواهم نوشت.

اندر حالات سير و سلوك جناب حسينى

1. ساليانى پيش از اين دوستى از امام جمعه اسبق نجف آباد (زادگاه حسينى) نقل مى‌كرد كه: اين آقاى حسينى نماز جمعه هم مى‌آمد اما هيچ اعتقاد درست و محكمى نداشت به حدّى كه به او مى‌گفتيم «آقاى فلانى بالآخره تو شيعه هستى يا سنّى؟»ّ

يعنى از همان ايام هم  لائيك مطلق تشريف داشتند و حزب باد بوده‌اند!!

2. كسانى كه در زاهدان بودند، مى‌دانند كه روزهاى جمعه حسينى اول مى‌رفت مسجد مكى و از خطبه‌هاى مولوى بهره‌مند مى‌شد و بعد براى نماز ـ كه خودى نشان بدهد ـ تلو تلو خوران به مصلاى نماز جمعه  مى‌آمد.

...  ادامه دارد.

نوشته شده توسط مرصاد در 11:50 |  لینک ثابت   •