تبليغاتX
هامون

چهارشنبه 18 مهر1386

چقدر خنده داره !؟

ــ چقدر خنده داره که یک ساعت عبادت به درگاه الاهی دیر و طاقت فرسا میگذره ولی 90 دقیقه فوتبال مثل برق و باد می گذره!
ــ چقدر خنده داره که 100  هزار تومان کمک در راه خدا مبلغ بسیار هنگفتیه اما وقتی که با همون مقدار پول به خرید می ریم کم به چشم میاد!
ــ چقدر خنده داره که یه ساعت عبادت طولانی به نظر میاد اما یه ساعت فیلم دیدن به سرعت میگذره!
ــ چقدر خنده داره که وقتی می خوایم عبادت و دعا کنیم هر چی فکر می کنیم چیزی به فکرمون نمی یاد تا بگیم اما وقتی که می خوایم با دوستمون حرف بزنیم هیچ مشکلی نداریم!
ــ چقدر خنده داره که وقتی مسابقه ورزشی تیم محبوبمان به وقت اضافه می کشه لذت می بریم و از هیجان تو پوست خودمون نمی گنجیم اما وقتی که مراسم دعا و خطابه و نیایش طولانی تر از حدش می شه شکایت می  کنیم و آزرده خاطر می شیم!
ــ چقدر خنده داره که خوندن یه صفحه و یا بخش از قرآن یا دعا سخته اما خوندن 100 صفحه از یه رمان عاشقانه آسونه!
ــ چقدر خنده داره که سعی میکنیم ردیف جلو صندلی های یک کنسرت یا مسابقه رو رزو کنیم اما به آخرین ردیف یک مکان مذهبی مثل یه مسجد یا هیأت تمایل داریم!
ــ چقدر خنده داره که برای عبادت و کارهای مذهبی هیچ وقت زمان کافی در برنامه روزمره خود پیدا نمی کنیم اما برای بقیه برنامه ها رو سعی می کنیم تو آخرین لحظه هم که شده انجام بدیم!
ــ چقدر خنده داره که شایعات روزنامه ها رو به راحتی باور می کنیم اما سخنان افراد مقدس و قرآن رو به سختی باور می کنیم!
ــ چقدر خنده داره که همه مردم می خوان بدون اینکه به چیزی اعتقاد پیدا کنند و یا کاری در راه خدا انجام بدن به بهشت برن!
ــ چقدر خنده داره که وقتی جوکی رو از طریق پیام کوتاه و یا ایمیل به دیگران ارسال می کنید به سرعت آتشی که در جنگلی انداخته شود همه جا را فرا می گیرد اما وقتی که سخن و پیام الهی رو  می‌شنوید دو برابر در مورد گفتن و یا نگفتن اون فکر می‌کنید!
ـــ خنده داره . اینطور نیست؟!
ــ دارید می خندید؟ ... دارید فکر می‌کنید؟
ــ این حرفارو به گوش بقیه هم برسونید و از خداوند سپاس گذار باشید که او خدایی دوست داشتنی است.
ــ آیا این خنده دار نیست که وقتی که می خواید این حرفارو به بقیه بزنید خیلی ها رو از لیست خودتون پاک می‌کنید بخاطر اینکه مطمئنید که اونها به هیچ چی اعتقاد ندارند؟!!!
ــ خنده داره؟ ...... نه ؛ متأسفانه تأسف آوره.
نوشته شده توسط مرصاد در 17:53 |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه 18 مهر1386

دنبال دشمن خارجي نباشيم ؛ تروريست‌ها فقيرند!

معمولا عوامل این گونه حوادث، در آن سوي مرزها جستجو مي گردند اما باید به عواملی چون تعصب و جهالت و يا تطميع آنان توجه کرد كه همه ريشه در فقر فرهنگي و اقتصادي دارند. عناصری که اقدام به انجام چنین اقدامات تروریستی کوری می کنند فاقد بینش عمیق و درستی بوده و شدیداً بی سواد و دچار فقر فرهنگی و بعضاً اقتصادی هستند.

در پي حادثه دلخراش تروريستی در خاش كه به شهادت يك روحاني جوان منجر شد پایگاه خبرى - تجلیلى اهل بیت (ع) با آقای شريف لك زايی كارشناس مسايل فرهنگی و سياسی مصاحبه‌ای انجام داد.

 ابنا : به نظر شما انگيزه تروريست‌ها از اين اعمال چيست ؟
- بسم الله الرحمن الرحيم معمولا در پاسخ به اين سؤال‌ و در رابطه با اين حوادث، تفرقه افكني بين مذاهب و قوميت‌ها ، تروريست‌ها، عامل بيگانه و سرويس‌هاي جاسوسي دشمن به عنوان پاسخ ذكر مي شوند و انگيزه تروريست‌ها در آن سوي مرزها جستجو مي گردد و اين را عامل اصلي ذكر مي‌كنند البته اين تا حدي هم درست است اما فرآيندي كه به ترور منجر مي شود را بايد مورد دقت قرارداد.

 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط مرصاد در 16:49 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه 15 مهر1386

على شناسى من و تبليغات بنى‌اميه


دکتر عصام العماد : متأسفانه با خواندن آن کتاب، نسبت به آن حضرت کراهت پیدا کردم؛ و این همان تبلیغات اموی است که هنوز بر جهان اهل سنت حکومت می کند...

«دکتر عصام العماد» ـ كه امام جمعه و جماعت در يكى از شهرهاى يمن بوده است ـ حدود دوازده سال  است که از فرقه انحرافى وهابيت به مذهب جعفری گرویده است.
وی با حضور در برنامه «ماه عسل» شبكه سوم سيما در ب شهادت حضرت امیرالمؤمنین (ع) از مراحل چهار گانه علی شناسی خود و داستان گرایشش به مذهب امامیه، با زبان فارسی شیرینی سخن گفت.
عصام همچنین با حضور در اتاق پالتاک مجمع جهانی اهل بیت (ع) در همین رابطه با مخاطبان عرب زبان این اتاق به گفت و گو نشست.
متن صحبت های وی در اتاق پالتاک بزودی روی سایت «اخبار شيعيان» قرار خواهد گرفت.

برای دیدن برنامه ماه عسل نیز می توانید روی آدرس زیر کلیک کنید.
http://www.iransima.ir/WinMediaPlayer.jsp?code=81877

نوشته شده توسط مرصاد در 16:26 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه 15 مهر1386

خاطره تلخ آیت‌الله مکارم از برخورد وهابی‌ها در مدینه

فراموش نمى‌کنم در سالهاى نخستين که به زيارت خانه خدا مشرّف شده بودم، در مدينه منظره عجيبى ديدم که مرا سخت در فکر فرو برد.‏

گروهى به نام «آمرين به معروف» (از متعصّبان وهّابي) با ريش هاى بسيار بلند اطراف مرقد پيامبر اکرم(صلى الله عليه وآله)را ‏گرفته بودند و هر کدام شلاّقى در دست داشتند و هر کس به قصد بوسيدن مرقد پيامبر(صلى الله عليه وآله) نزديک مى شد، ‏بر سرش مى کوفتند و مى گفتند «هذا حديد، هذا خشب و هذا شرک ; اين ضريح يک قطعه آهن و چوب بيش نيست، اين کار ‏شما شرک است!»‏
آن ها از اين نکته غافل بودند که هيچ عاقلى آهن و چوب را به خاطر آهن و چوب نمى بوسد، بلکه اين کار حرکت نمادينى ‏است براى اظهار علاقه و عشق و محبّت به صاحب آن قبر، همان گونه که همه مسلمين حتّى خود وهّابى ها جلد قرآن را ‏مى بوسند. آيا اظهار عشق و علاقه و محبّت به قرآن و پيغمبر اکرم(صلى الله عليه وآله)شرک است؟ هيچ عقل و منطقى با ‏چنين عقيده اى موافق نيست‎.‎
....

در همين زمينه بخوانيد:
کتاب
وهابيت بر سر دو راهی 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط مرصاد در 16:18 |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه 12 مهر1386

شهادت یک روحانی در اقدام تروریستی پیروان ابن ملجم

بسم ربّ الشهداء والصديقين

متأسفانه توفيق پيدا نكردم در ايام شهادت مولاى متقيان على «عليه‌السلام» مطلبى بنويسم كه خبر جانسوز روحانى شهيد مهدى توكلى در شامگاه شهادت امام مظلومان، غم مظلوميت پيروان مكتب اهل بيت «عليهم‌السلام» را دوچندان كرد.

وقتى انسان مظلوميت شيعيان على «عليه‌السلام» را آنهم در كشورى كه اقتدارش پشت شيطان بزرگ را به لرزه افكنده، مى‌بيند، شايد درك كوچكى از مظلوميت على پيدا كند كه در عين اقتدار مظلومترين بود!!

حجت الاسلام مهدي توکلي، روحاني مستقر روستاي افتخارآباد خاش، در شب شهادت حضرت علي (ع) در حالي که براي مراسم احیا و سخنراني خود را آماده مي کرد، به ضرب گلوله تروریست های مسلح ملبس به لباس نظامی به شهادت رسيد.
تروریست ها در حالی که شهید توکلی به همراه همسر و فرزند خردسال خود برای برگزاری مراسم احیای شب قدر زودتر از سایر مردم در مسجد حضور یافته و مشغول قرائت قرآن بود از فرصت به وجود آمده بهره برده و اقدام به این جنایت کردند.
قریب پنجاه خانوار شیعه نشین در این روستا ساکن می باشند که در طول سال ها در کنار برادران اهل سنت همزیستی مسالمت آمیزی دارند. شهید توکلی نزدیک به یک سال در این منطقه مشغول خدمت به مردم بود.
 شهيد مظلوم مهدى توكلى قرآنى كه با گلوله پيروان عمروعاص پاره شده
 
اخبار مرتبط:
 
نوشته شده توسط مرصاد در 13:56 |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه 5 مهر1386

خوى و منش امام حسن (عليه السلام)


ميلاد مسعود كريم اهل بيت، امام حسن مجتبى «عليه السلام» بر دوست‌دارانش مبارك باد


ولادت امام حسن عليه السلام

امامان (عليهم السلام) هميشه در اخلاق و رفتار در بين مردم بهترين بودند ايشان در همه موارد نمونه و الگو بودند و در بسياري از موارد با اخلاق و رفتار خوبشان باعث هدايت مردم مي‌شدند. امام حسن عليه السلام نيز از اين موضوع مستثني نبودند در اين نوشتار به ذكر برخى از رفتارهاى ايشان مي‌پردازيم تا برايمان چراغي در راه سرشار از سنگلاخ باشد.

 پرهيزگارى

امام حسن عليه السلام توجهى ويژه به خداوند داشت، آثار اين توجه را گاه از چهره ايشان به هنگام وضو در مى‌يافتند: چون وضو مى‌گرفت، رنگ رُخ مى‌باخت و به لرزه مى‌افتاد. مى‌پرسيدند كه چرا چنين مى‌شوى؟

مى‌فرمود: آن را كه در پيشگاه خدا مى‌ايستد، جز اين سزاوار نيست.

از امام صادق عليه السلام نقل شده است كه امام حسن عليه السلام عابدترين و با فضيلت‌ترين مردمان زمان خويش بود و چون به ياد مرگ و  روز رستاخيز مى‌افتاد، مى‌گريست. و بى حال مى‌شد. (1)

پياده و گاه برهنه پا، 25 بار به زيارت خانه خدا رفت ... (2)

 بخشندگى

امام آن روز به خانه خدا رفته بود ... همان هنگام مى‌شنيد كه مردى با خدا به گفتگو نشسته است كه: خداوندا، ده هزار درهم نصيبم كن ... . امام هماندم به خانه بازگشت و آن پول را براى او فرستاد.

يكروز، كنيزى از كنيزان او، دسته گلى خوشبوى به تحفه، پيشكش امام حسن عليه السلام كرد، امام در مقابل، او را آزاد فرمود و چون پرسيدند چرا چنين كردى؟ فرمود:

خدا ما را چنين تربيت كرده است و اين آيه را باز خواندند:

«و اذا حييتم بتحية فحيوا باحسن منها؛ چون به شما هديه‌اى دادند، نيكوتر، پاسخ گوييد. (3)

سه بار در زندگى، هر چه داشت، حتى كفش را به دو نيم تقسيم كرد و در راه خدا انفاق كرد. (4)

 بردبارى

مردى از شام، به تحريك معاويه، روزى امام را به دشنام گرفت. امام حسن عليه السلام چيزى نفرمود تا ساكت شد، آنگاه با لبخندى شيرين او را سلام گفت و فرمود: پير مرد! فكر مى‌كنم غريب هستى، و گمان مى‌برم در اشتباه افتاده‌اى، اگر از ما رضايت بخواهى، خواهيم داد و نيز اگر چيزى بطلبى، و اگر راهنمايى مى‌جويى، راهنماييت خواهيم كرد، و اگر بارى بر دوش دارى، برمى‌‌داريم و يا اگر گرسنه‌اى سيرت مى‌سازيم و اگر نيازمندى، نيازت برمى‌آوريم و بارى، هر كارى دارى، در انجام آن حاضريم. و هم اگر بر ما وارد شوى، راحت‌تر خواهى بود كه وسايل پذيرايى از هر گونه، فراهم است. مرد، شرمسار شد و گريست و گفت: گواهى مى‌دهم كه تو جانشين خداوند بر زمينى، خدا بهتر مى‌داند كه رسالت خويش، كجا قرار دهد. (5)

تو و پدرت، نزد من، مبغوض‌ترين بوديد و اما اكنون محبوب‌ترين هستيد.

پيرمرد آن روز مهمان امام شد و چون از آنجا رفت به دوستى آن گرامى، گرويده بود. (6)
مروان حكم - كه هيچگاه از آزار امام چيزي فرو گذار نمى‌كرد - به هنگام رحلت آن امام، در تشييع شركت كرد.
امام حسين عليه السلام فرمود: تو به هنگام حيات برادرم، هر چه از دستت بر آمد، كردى، و اما اينك در تشييع او، حاضر آمده‌اى و مى‌گريى؟!
پاسخ داد: هر چه كردم، با كسى كردم كه بردباريش از اين كوه - اشاره به كوهى در مدينه - بيشتر بود. (7)

 پي‌نوشت‌ها:

1- بحارالانوار، ج 43، ص 331
2- بحارالانوار، ج 43، ص 332-331/ تاريخ الخلفاء، ص 190 .
3- بحارالانوار، ج 43، ص 343- 342 .
4- بحارالانوار، ج 43، ص 332/ تاريخ الخلفاء، ص 190.
5- الله اعلم، حيث يجعل رسالته .
6- بحارالانوار، ج 43، ص 344 .
7- تاريخ الخلفاء، ص 191.

 منبع: كتاب پيشواي دوم، هيئت تحريريه موسسه اصول دين قم . 
نوشته شده توسط مرصاد در 17:29 |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه 4 مهر1386

گلچين خاطرات مقام معظم رهبرى از دوران دفاع مقدس

بسم ربّ الشهداء والصدّيقين

دوران هشت ساله دفاع مقدس سرشار از خاطره است، هنوز دلهاي مشتاق بسياري منتظر شنيدن گفته‌ها و ناگفته‌هاي دوره حماسه و ايثار هستند. شرح مجدد دلاوري و مقاومت و شتاب در عرصه رادمردي گرچه مكرر است اما تكرار دوباره حماسه‌ها، ملالي بر خاطر مخاطبان نمي‌نشاند.
در هفته دفاع مقدّس گوشه‌ای از خاطرات مقام معظم رهبري از دوران دفاع مقدس  را با هم مى‌خوانيم:


تصاويری ديدنى از رهبر معظم انقلاب در دوران دفاع مقدس


* ما مي‌توانيم *
در روزهاي اول جنگ ، يك نفر نظامي پيش من آمد و فهرستي آورد كه انواع و اقسام هواپيماهاي ما ـ جنگي و ترابري ـ در آن فهرست ذكر شده بود و مشخص گرديده بود كه چند روز ديگر همه‌ فروندهاي اين نوع هواپيماها زمينگير خواهد شد؛ مثلاً اين نوع هواپيما در روز هشتم، اين نوع هواپيما در روز دهم، اين نوع هواپيما در روز پانزدهم! اين فهرست را به من داده بود كه خدمت امام ببرم، تا ايشان بدانند كه موجودي ما چيست. من به آن فهرست كه نگاه كردم، ديدم ديرترين زماني كه هواپيمايي از انواع هواپيماهاي ما زمينگير خواهد شد، در حدود بيست و چند روز است؛ يعني ما بيست و چند روز ديگر هيج هواپيمايي نداريم كه بتواند از روي زمين بلند شود! من وظيفه‌ام بود كه اين فهرست را ببرم و به امام نشان دهم. ايشان به آن كاغذ نگاه كردند و گفتند: اعتنا نكنيد؛ ما مي توانيم! برگشتم و به دوستاني كه بودند گفتم: امام مي گويند مي‌توانيد،‌آن هواپيماها، به همت شما و با توانستن شما هنوز پرواز مي كنند؛ هنوز از بسياري از تجهيزات پرنده اين منطقه پيشترند؛ هنوز در مصاف با بسياري از كساني كه وسايل مدرن دارند، برتر و فايق‌ترند. از آن روز، نزديك بيست سال مي‌گذرد. اين است معجزه‌ همت انسان! اين است معجزه‌ ايمان! آنها را ساختند، آنها را تعمير كردند، با آنها كار كردند؛ البته مبالغ نسبتاً قابل توجهي هم در اواخر به آنها اضافه شد، آنجه مهم است، روحيه و ايمان است؛ قدرداني چيزي است كه اين انقلاب و اين حركت عظيم به ما داده است؛ يعني خودباوري ، يعني استقبال ، يعني عزت، يعني قطع رابطه آقا بالاسري كساني كه مدعي آقا بالاسري بر همه‌ دنيايند.  (بيانات در ديدار جمعي از پرسنل نيروي هوايي 19/11/1377)

* ميهماني مي‌رويم *
بسيجيها در جبهه شاد بودند. من خودم در اهواز مردي را ديدم كه جوان هم نبود- به گمانم همان وقت از شهادتش، در نماز جمعه‌ تهران هم اين خاطره را گفتم- شب مي خواستند به عمليات بسيار خطرناكي بروند؛‌آن وقتي بود كه عراقيها از رود كارون عبور كرده بودند و به اين طرف آمده بودند و در زمين پهن شده بودند. خرمشهر داشت به كلي محاصره مي‌شد- سال 59؛ در عين خطر- شب لباس رزم، لباس نظامي - همين لباس بسيجي- را پوشيده بود و با رفقايش داشتند مي‌رفتند. او آذربايجاني بود، اما در تهران تاجر بود؛ داشت با تلفن با منزلش خداحافظي مي‌كرد. من نشسته بودم، نمي‌دانست كه من هم تركي بلدم. به زنش مي‌گفت «‌گد يروخ گناخلقا» ؛(ميهماني ميرويم) او هم مي فهميد كه « گناه خلوق ، نجور گناخلو خدي»!(ميهماني، چجور ميهماني است!) هم اين آگاه بود، هم آن آگاه بود؛ مي‌فهميدند چه كار مي كنند.   (بيانات در ديدار گروه كثيري از بسيجيان اردبيل 06/05/1379)

* لحظات سرنوشت ساز در آبادان *

* مقاومت رمز پيروزي *

* اميد به جوانان *

* بابايي آماده پرواز بود *

* قدرت معنوي ملت ايران *

* پيشتازان شهادت *

* از تو به يك اشاره... *


ادامه مطلب
نوشته شده توسط مرصاد در 13:38 |  لینک ثابت   •