تبليغاتX
هامون

سه شنبه 17 مرداد1385

میلاد مبارک امیرالمؤمنين عليه السلام

محبت به اميرالمؤمنين (عليه‏الصّلاةوالسّلام) و ارادت به اين مرد بزرگ تاريخ بشريت و تاريخ اسلام، نه مخصوص شيعيان است، نه حتى مخصوص به قاطبه‏ى مسلمانان؛ بلكه اين چيزى است كه آزادگان عالم در آن با مسلمانان شريكند. شما مى‏بينيد كه شخصيتهايى كه مسلمان هم نيستند، درباره‏ى اين چهره‏ى درخشان و خورشيد تابناك اظهار ارادت مى‏كنند، كتاب مى‏نويسند، شعر مى‏گويند. خيلى خطاست اگر اميرالمؤمنين على‏ابن‏ابى‏طالب در بين مسلمانان يك وسيله‏ى اختلاف قرار بگيرد. آن بزرگوار شخصيتى است كه همه‏ى مسلمانان و همه‏ى فرق اسلامى نسبت به او با همه‏ى وجود و با دل و جان، ارادت و محبت مى‏ورزند. اين علاقه و محبت از برجستگيها و صفات و خصالى ناشى مى‏شود كه هر انسان منصفى در مقابل اين خصال، خاضع است؛ قدر جامع و قدر مشترك، اين است.
ايمان مخلصانه، جهاد فداكارانه، ذوب شدن در امرونهى الهى، اطاعت و عبوديت مطلق در مقابل خداوند، بى‏اعتنايى به زخارف دنيوى و جهات مادى، رحم و انصاف و عدالت نسبت به عموم مردم، نگاه عطوفت‏آميز به مظلومان، به ضعيفان، به مستضعفان، ايستادگى و قاطعيت در مقابل دشمنان دين، رفتن به دنبال وظيفه در همه‏ى شرائط و با هر گونه سختى و دشوارى؛ اينها كلمات حكمت‏آميزى است كه بشر ديروز و امروز و فردا به اين كلمات نيازمند است. نهج‏البلاغه‏ى اميرالمؤمنين (عليه‏الصّلاةوالسّلام) درسِ هميشه‏ى بشريت است. اين شخصيت ظاهرى اميرالمؤمنين (عليه‏الصّلاةوالسّلام) است كه چشم كوته‏بين ما مى‏تواند آن را ببيند و حس كند و زيبايى‏هاى آن را ادراك كند. ابعاد معنوى و قدسى و ملكوتى، مخصوص قديسين و مخصوص صديقين است، كه آنها مى‏بينند؛ و چشمهاى ما توانايى ندارد كه مانند اولياءاللَّه و بندگان مقرب الهى آنها را درك كنند.

رهبر معظم انقلاب، ۱۷/۵/۸۵

 

نوشته شده توسط مرصاد در 20:40 |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه 4 مرداد1385

تنها تو مانده‌اى نصرالله!

تنها تو مانده‌اى نصرالله!

شرم الشيخ كوفه است و
جنوب‌، نينوا!
دارد جنوب شبيه كربلا مي شود
مديترانه‌، فرات است
فرات‌، عباي توست!
براي اين همه زخمي
براي اين همه بي كفن
تنها رداي مهربان تو مانده است!

وگرنه اين سران
دشداشه‌هاشان را
پرچم صلح كردند و فروختند
شايد اگر نبود نفت مي‌جنگيدند
ديروز، ذوالفقار را
با قطعنامه‌ها
تاق زدند
امروز منتظرند
كه از قطعنامه‌ها
زمين و نان
فرشته و غلمان ببارد!
باريد!
و قطعنامه همين بمبي ست
كه دارد مي‌بارد!

جنوب غرق خون است و
غزه آهوي زخمي
تو تنها مانده اي نصرالله!
در خيبري به نام جنوب
و هواپيماها دارند خندق مي كنند و
كودكان زخمي تشنه اند
تو رفته اي از شريعه آب بياوري
در برابر چشم اين همه ماهواره جاسوسي

اوضاع روزگار بد نيست
از سران عرب
يكي با شمشيري از طلا بر كمر
دارد ريشش را خضاب مي‌كند و
يكي
هميشه در مواقع حساس
به سجده مي‌رود
شيخ فلان
تا دشداشه را عوض كند

شيخ الرشيد تا سان ببيند از برابر عكسش
شاه كوچك تا برگردد از تعطيلات آمريكايي
دير خواهد شد
نماد ارتش عربي
پليس مصراست
كه همچنان حمله مي كند به الازهر!
جان بولتون دارد پارس مي‌كند در سازمان ملل!

تنها تو مانده اي نصرالله!
پس شمشير را پس بگير و
اسب را پس بگير و
شريعه را پس بگير و
غيرت عربي را پس بگير
كه پادشاهان عرب
شيهه اسبان مرده‌اند

شاعر: عليرضا قزوه

نوشته شده توسط مرصاد در 20:53 |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه 4 مرداد1385

شرمگين ... آن بى‌شرفها

شرمگين... آن بي‌شرفها

رسول جعفريان

پس از چندين هفته مداوم که از حملات خونين اسرائيل عليه منطقه غزه گذشت و آن بى‌شرفها که همه شما آنان را مى‌شناسيد، ساکت و آرام نظاره گر ماجرا بودند، يک عرب صاحب غيرت، دل به دريا زد و چنان اسرائيل را تحقير کرد که در طول 57 سال تاريخچه اين رژيم بى سابقه بود؛ ضربه اى که اسرائيل را يکباره ديوانه کرد و سبب شد تا ديوانه وار شروع به حمله به لبنان کند و از زمين و هوا، مردم اين ديار را که فرزندان اسلام هستند، به خاک و خون بکشد.
جالب آن که آغاز اين نبرد درست زمانى بود که سران قدرت هاى بزرگ در سن‌پترزبورگ گرد آمدند تا براى دنياى تحت سيطرۀ خود، آن هم به دلخواهشان، برنامه‌ريزى کنند. اينان با چنان تکبرى رفتار کرده و مى کنند که گويى تمام عالم در مشت آنهاست. شايد لازم بود کسى به آنان بفهماند که دست کم همه مقدّرات در اختيار آنان نيست. مى توان ادعا کرد حادثه لبنان يک علامت سؤال بزرگ در برابر تصميمات آنان بود؛ تصميماتى که مردمان جهان از سر تحقير مجبور به پذيرش آن هستند.
اما اين بار نه يک دولت، بلکه فقط يک گروه، با اقدام شگفت خود عليه ظلم و ستم دولتى وارد نبرد شد که نزديک به شصت سال است به خباثت مشغول است و فقط در يک جنگ شش روزه سه کشور عربى را کوبيد و بخش زيادى از سرزمين هاى آنان، از جمله جولان سوريه و سيناى مصر را گرفت. آرى همين يک گروه، توجه دنيا را به سمت حقايقى ديگر در اين سوى عالم جلب کرد و نشان داد که ميان اين قدرت ها، مظلومان جان برکفى هم هستند که مى توانند با دادن خون، قدرى مسير اين دنياى کثيف را عوض کنند. اين در حالى بود که به هيچ کدام از قدرت هاى مدعى در جهان وابسته نبودند.
اما راستى در اين ميان، از همه بى شرف تر کيست؟ اروپايى ها؟ امريکايى ها؟ يا ...

 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط مرصاد در 20:48 |  لینک ثابت   •